عبد الله قطب بن محيى
357
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ارض چنين كس و امثال او باشد . سلام على ذكرهم و رحمة اللّه و بركاته و سلام على الحضرة ( المحمدية ) المحبية و الختم بالصلاة على محمد و آله . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 149 - [ وصال حقيقى آن است كه درون آن درد است ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير ركن الملّة و الدّين حسن ، ايّده اللّه و قوّاه و الى كنف اللّطف آواه . دانى كه هر چيز را آيتى باشد و آيت خداى عزّ و جلّ عالم است و آيت به ذات خود دلالت كند بر صاحب آيت و آيت هميشه آيت باشد و صاحب آيت هميشه صاحب آيت ، پس ديده به آيت رسد و دل به صاحب آيت لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ « 1 » نصيب آدمى از صاحب آيت تعظيم به غايت باشد و شكوه بر شكوه كه كوه ، كوه بر او نشيند ، چنانچه از سنگينى آن سايه كه بر سر او است سر بر نتواند آورد . نشنيدهاى كه در مجلس رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله سر پيش افكندندى « كانّما على رءوسهم الطّير » براى آنكه رسول ، خداوند آيات بود ، آن شكوه رسالت بود كه بر او بود از ناحيه مرسل كه وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ . « 2 » و محبت حقيقى در حضرتى چنين تواند بود كه پايمال خيال و دستزدهء ادراك نتواند شد ، و به حلال جلال از ديدها متوارى باشد ، آتش درد اينجا افروخته گردد و محبت را رونق در آن درد باشد ، محبت بىدرد سرد باشد ، وصال حقيقى آن است كه درون آن درد است ، آن وصال
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 103 « چشمها او را درنمىيابند و اوست كه ديدگان را درمىيابد و او لطيف آگاه است » . ( 2 ) . سوره منافقون ، آيه 8 « و عزت از آن خدا و از آن پيامبر او است » .